agedly معنی فارسی پيرانه واژههای دیگر با معنی «پيرانه» gerontic وابسته به پيري، پيرانه، داراي ضعف پيري senile وابسته به پيري، پيرانه، داراي ضعف پيري gray خاکستري، کبود، به سفيدي زننده grey خاکستري، کبود، بسفيدي زننده