دیکشنری فارسی

agglutinant

معنی فارسی

چسباننده التيام آور چسب داروي جوش دهنده هواي التيام

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ glōōt´'n ǝnt/adj.

همچسب، به هم چسبیده، چسبناک، همچسبان

واژه‌های دیگر با معنی «چسباننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن