sticker
UKstikər
US'stıkə
معنی فارسی
چسباننده ، چاقوي دراز و نوک تيز ،
کسي که زياد در جايي که ديدني ميرود ميماند
معنی کامل و مثالها
/-ǝr/n.
● برچسب، اتیکت
a price sticker
برچسب قیمت
● (شخص یا چیز) چسبنده، چسبناک
● خار، تیغ
● آدم سمج، سر سخت، پر طاقت
both he and his horse were stickers
خودش و اسبش پر طاقت بودند.
● (خودمانی) دشنه، چاقو (برای چاقو کشی)
sticker price
(روی پنجرهی اتومبیلهای نو) قیمت پیشنهادی سازنده
stick figure
1- (نقاشی کودکان) عکس خط خطی، عکس خطی 2- (در رمان و فیلم و غیره) شخصیت سطحی
تعریف انگلیسی
noun
- a short knife with a pointed blade used for piercing or stabbing
- an adhesive label
- a particularly difficult or baffling question or problem
- a small sharp-pointed tip resembling a spike on a stem or leaf