aggresive معنی فارسی زنگ زده خورده شده فاسد شده هوا دادن واژههای دیگر با معنی «زنگ زده» rusty زنگ زده، زنگ نما، کهنه نما fretted by rust زنگ زده، زنگ خورده rustily بطور زنگ زده ergotize سگاله زده کردن، زنگ زده کردن، باسگاله يازنگ مسموم کردن blighted بادزده، بادخورده، زنگ زده oxidize با اکسيژن ترکيب کردن، بي ايدروژن کردن، زنگ زده کردن