دیکشنری فارسی

alary

معنی فارسی

بالي متعلق به بال

معنی کامل و مثال‌ها

/ā´lǝ rē, al´ǝ rē/adj.

● بال‌مانند، بالچه‌مانند، وابسته به بال یا بالچه، بالدار، بالک‌دار، بالی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'alaris', from 'ala' meaning 'wing'.

مثال

  • The alary muscles are used for flight.
  • The bird has a distinctive alary pattern.
  • The alary design of the aircraft is innovative.

ترکیب‌های رایج

alary muscles alary pattern alary design alary feathers

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or resembling wings

واژه‌های دیگر با معنی «بالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن