altercate
معنی فارسی
ستيزه کردن مجادله کردن مشاجره نمودن مباحثه کردن نزاع کردن مشاجره کردن
معنی کامل و مثالها
/ôl´tǝr kāt´/vi.
● (با سروصدا یا خشم) مباحثه کردن، مشاجره کردن، محاجه کردن، (به طور لفظی) ستیزه کردن
the two neighbors didn't like each other and altercated often
دو همسایه از هم خوششان نمیآمد و مرتب (با یکدیگر) مشاجره میکردند.