دیکشنری فارسی

alternated

UKɔːltəneitid US'ɔltə'neıtəd

معنی فارسی

يک درميان متناوب متبادل بدل عوض

واژه‌های دیگر با معنی «يک درميان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن