amassing
UKəmæsiŋ
USə'mæsıŋ
معنی فارسی
اندوختن توده کردن توده شدن گردشدن جمع شدن
اندوختن توده کردن توده شدن گردشدن جمع شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن