دیکشنری فارسی

anatomizing

UKənætəmaiziŋ

معنی فارسی

تشريح کردن کالبد شناسي کردن قطعه قطعه کردن تجزيه کردن.

واژه‌های دیگر با معنی «تشريح کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن