and
UKænd
USænd
معنی فارسی
و
معنی کامل و مثالها
/and/conj.
● و
apples and pears
سیب و گلابی
a red and white dress
پیراهن قرمز وسفید
he cried and shouted
او گریه کرد و داد زد.
● با، به علاوهی
six and two equals eight
شش با دو مساویست با هشت
● (برای نشان دادن نتیجه یا مقایسه)
he told the news to Ali and Ali laughed
خبر را به علی گفت و علی خندید.
winter is usually cold and summer warm
زمستان معمولا سرد است و تابستان گرم.
● (عامیانه) که، تا
try and come today
بکوش که امروز بیایی.
● (قدیمی) سپس (در اول جمله)
and it came to pass that...
سپس چنین اتفاق افتاد که...