دیکشنری فارسی

and

UKænd USænd

معنی فارسی

و

معنی کامل و مثال‌ها

/and/conj.

● و

apples and pears

سیب و گلابی

a red and white dress

پیراهن قرمز وسفید

he cried and shouted

او گریه کرد و داد زد.

● با، به علاوه‌ی

six and two equals eight

شش با دو مساویست با هشت

● (برای نشان دادن نتیجه یا مقایسه)

he told the news to Ali and Ali laughed

خبر را به علی گفت و علی خندید.

winter is usually cold and summer warm

زمستان معمولا سرد است و تابستان گرم.

● (عامیانه) که، تا

try and come today

بکوش که امروز بیایی.

● (قدیمی) سپس (در اول جمله)

and it came to pass that...

سپس چنین اتفاق افتاد که...

واژه‌های دیگر با معنی «و»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن