annuallyy معنی فارسی سال به سال همه ساله هر سال هر ساله ساليانه واژههای دیگر با معنی «سال به سال» postmillennial وابسته به پس از هزار سال، پس هزاره اي novennial نه سالي به نه سال رخ دهنده octennial هشت سال به هشت سال رخ دهنده، هشت ساله ten year device وسيله اي که هر ده سال يک بار احتياج به، سرويس دارد postmillennialist معتقد به ظهور ثانوي مسيح پس از هزار سال postmillenarian معتقد به ظهور ثانوي مسيح پس از هزار سال. decennial ده ساله، ده سال به ده سال رخ دهنده pan american union اتحاديه پان امريکن، سازمان دولتهاي قاره امريکا که به سال، 1890 در واشنگتن تاسيس شد و هدف آن yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس