antemortem
معنی فارسی
پيش از مرگ
معنی کامل و مثالها
/an´tē môr´tǝm/adj.
● (نوشته شده یا انجام شده) کمی پیش از مرگ
an antemortem confession
اقرار کمی قبل از فوت
پيش از مرگ
/an´tē môr´tǝm/adj.
● (نوشته شده یا انجام شده) کمی پیش از مرگ
an antemortem confession
اقرار کمی قبل از فوت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن