دیکشنری فارسی

antemortem

معنی فارسی

پيش از مرگ

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tē môr´tǝm/adj.

(نوشته شده یا انجام شده) کمی پیش از مرگ

an antemortem confession

اقرار کمی قبل از فوت

واژه‌های دیگر با معنی «پيش از مرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن