دیکشنری فارسی

antimonial

معنی فارسی

وابسته به آنتيموان داراي آنتيموان

معنی کامل و مثال‌ها

/an´tǝ mō´nē ǝl/adj., n.

● وابسته به آنتیموان

● (داروسازی) دارای آنتیموان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. containing antimony “antimonial lead”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به آنتيموان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن