antimonial
معنی فارسی
وابسته به آنتيموان داراي آنتيموان
معنی کامل و مثالها
/an´tǝ mō´nē ǝl/adj., n.
● وابسته به آنتیموان
● (داروسازی) دارای آنتیموان
تعریف انگلیسی
adjective
- containing antimony “antimonial lead”