دیکشنری فارسی

antimonic

معنی فارسی

وابسته به آنتيموان

وابسته به آنتيموان پنج ظرفيتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-män´ik/adj.

● وابسته به آنتیموان

● وابسته به آنتیموان پنج ظرفیتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to or derived from antimony “antimonious oxide” “Pertains to noun: antimony (for: antimonious), antimony”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به آنتيموان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن