دیکشنری فارسی

antiquation

معنی فارسی

کهنه کردن ، برانداختن ، منسوخ کردن ،

از رسم روز بيرون انداختن

واژه‌های دیگر با معنی «کهنه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن