any
معنی فارسی
هيچ هر
معنی کامل و مثالها
/en´ē/adj., pron., adv.
● هر، هر کدام
any student may answer
هر شاگردی میتواند جواب بدهد.
any one of them
هر یک از آنها
take any book you like
هر کتابی را که دلت میخواهد بردار.
● هیچ، هیچگونه
he doesn't tolerate any criticism
او تحمل هیچگونه خرده گیری را ندارد.
I don't have any time
اصلا وقت ندارم.
● مقداری، -ی
they didn't have any money to give me
آنها پولی نداشتند که به من بدهند.
● (کاربرد به عنوان ضمیر)
I have two apples, do you want any?
من دو سیب دارم، میخواهی؟
Iraj read two books, but I didn't read any
ایرج دو کتاب خواند ولی من هیچ (کتابی) نخواندم.
* any port in a storm
غریق به هر کاهی آویزان میشود، در توفان هر بندری غنیمت است
* by any means
از هر راهی، به هر طریق، هر طور که شده
* in any case
به هر حال، در هرحال، به هر صورت
* not just any
نه همه کس
he is not just any doctor
او (مثل) هر دکتری نیست.
مترادفها
I. adjective
1. A single one (of many), any one.
2. Some (indefinitely).
II. adverb
Somewhat, at all, in any degree.