دیکشنری فارسی

any

UKæniː US'enı

معنی فارسی

هيچ هر

معنی کامل و مثال‌ها

/en´ē/adj., pron., adv.

هر، هر کدام

any student may answer

هر شاگردی می‌تواند جواب بدهد.

any one of them

هر یک از آنها

take any book you like

هر کتابی را که دلت می‌خواهد بردار.

هیچ، هیچگونه

he doesn't tolerate any criticism

او تحمل هیچگونه خرده گیری را ندارد.

I don't have any time

اصلا وقت ندارم.

مقداری، -ی

they didn't have any money to give me

آنها پولی نداشتند که به من بدهند.

(کاربرد به عنوان ضمیر)

I have two apples, do you want any?

من دو سیب دارم، می‌خواهی‌؟

Iraj read two books, but I didn't read any

ایرج دو کتاب خواند ولی من هیچ (کتابی) نخواندم.

* any port in a storm

غریق به هر کاهی آویزان می‌شود، در توفان هر بندری غنیمت است

* by any means

از هر راهی، به هر طریق، هر طور که شده

* in any case

به هر حال، در هرحال، به هر صورت

* not just any

نه همه کس

he is not just any doctor

او (مثل) هر دکتری نیست.

مترادف‌ها

I. adjective
1. A single one (of many), any one.
2. Some (indefinitely).
II. adverb
Somewhat, at all, in any degree.

واژه‌های دیگر با معنی «هيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن