apostatizing
UKəpɔstətaiziŋ
معنی فارسی
دست از کيش خود کشيدن ، مرتد شدن
گرداندن ، برگرداندن ، وارونه کردن ،
متوجه ساختن ، روانه کردن ، تبديل کردن