دیکشنری فارسی

appalled

USə'pɔld

معنی فارسی

ترساندن ، وحشت زده کردن ،

رنگ از رو پراندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. struck with fear, dread, or consternation

واژه‌های دیگر با معنی «ترساندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن