دیکشنری فارسی

applicably

UKəplikəbliː

معنی فارسی

قابل اجرا عملي اجرا شدني کاربست پذير بکار بستني

واژه‌های دیگر با معنی «قابل اجرا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن