exercisable US'eksə'saızəbəl معنی فارسی قابل اجرا واژههای دیگر با معنی «قابل اجرا» applicably قابل اجرا، عملي، اجرا شدني applicable قابل اجرا، عملي، اجرا شدني executable قابل اجرا، اجراکردني enforceable قابل اجرا executable form شکل قابل اجرا، فرم قابل اجرا come into operation قابل اجرا شدن come to effect قابل اجرا شدن unenforceable غير قابل اجرا applicable law قانون قابل اجرا، قانون نافذ post obit قابل اجرا پس از مرگ، قابل پرداخت پس از مرگ کسي