appriciation معنی فارسی قدرداني درک احساس واژههای دیگر با معنی «قدرداني» appreciation قدرداني، تقدير، قيمت گذاري estimation قدرداني، قدرشناسي، تقدير appreciate قدرداني کردن، قيمت گذاردن، ارزيابي کردن appreciator قدرداني کردن، قيمت گذاردن، ارزيابي کردن gratitude نمک شناسي، حق شناسي، قدرداني prize انعام، جايزه، ارزش دادن