appropriation reimbur sement معنی فارسی تامين اعتبار ، تامين سپرده يا وثيقه واژههای دیگر با معنی «تامين اعتبار» continuing appropriation تامين اعتبار پيوسته، مداومت تامين اعتبار financed demand احتياجاتي که تامين اعتبار شده اند، نيازمنديهايي که هزينه آن پرداخت شده committment تعهد، تامين اعتبار، تعهدات social credit اعتبار اجتماعي، نظريه اقتصادي ابراز شده به وسيله سرگرد، "ک . داگلاس " که به موجب آن اجبار