دیکشنری فارسی

approximately

UKəprɔksimətiːliː USəp'rɔksəmətlı

معنی فارسی

تقريباً ، بطور تقريب يا تخمين

مترادف‌ها

adverb
Near, nearly, about, not fa from.

واژه‌های دیگر با معنی «تقريباً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن