arbitrated
UKɑːbitreitid
US'ɑ:bət'reıtıd
معنی فارسی
حکميت کردن در فتوي دادن فيصل دادن حکميت کردن
حکميت کردن در فتوي دادن فيصل دادن حکميت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن