دیکشنری فارسی

ardency

UKɑːdənsiː

معنی فارسی

گرمي تاب حرارت شوق شور خون گرمي

مترادف‌ها

noun
1. Heat, warmth, glow.
2. Warmth, ardentness. See ardor, 2.

واژه‌های دیگر با معنی «گرمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن