دیکشنری فارسی

fervency

UKfəːvənsiː

معنی فارسی

گرمي حرارت حميت غيرت ارزومندي شوق اشتياق

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_r´vǝn sē/n.

● (بیشتر در مورد عشق یا رفتار و سخن) حرارت، تب و تاب، آتش‌مندی

تعریف انگلیسی

noun
  1. feelings of great warmth and intensity “he spoke with great ardor”

مترادف‌ها

noun
Ardor, zeal. See fervor.

واژه‌های دیگر با معنی «گرمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن