دیکشنری فارسی

armament

UKɑːməmənt US'ɑ:məmənt

معنی فارسی

نيروي دريايي نيروي خشکي ارتش مهمات ناو تجهيزات

معنی کامل و مثال‌ها

/är´mǝ mǝnt/n.

● (اغلب جمع) تسلیحات، جنگ افزارگان، ارتش و تجهیزات نظامی کشور

Nazi Germany's minister of armaments

وزیر تسلیحات آلمان نازی

armaments industries

صنایع نظامی (تسلیحاتی)، تخشایی

● سپاه، گروه بزرگ رزمی

● جنگ‌آمادی، آماده‌ی رزم شدن، مسلح شدن

we must spend our money for purposes other than armament

بایستی پول خود را به مصارفی غیر از تسلیحات نظامی برسانیم.

● استحکام، وسیله‌ی حفظ و پدافند

what the world needs is moral armament

آنچه که دنیا نیاز دارد استحکام اخلاقی است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. weaponry used by military or naval force
  2. the act of equiping with weapons in preparation for war

مترادف‌ها

noun
1. Body of forces.
2. Guns, cannon, arms, munitions of war.

واژه‌های دیگر با معنی «نيروي دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن