asquint
معنی فارسی
چپ ، کج ، با چشمان لوچ يا چپ
معنی کامل و مثالها
/ǝ skwint´/adv., adj.
● با چشمان نیم بسته، کورموشی، از گوشهی چشم
she sized him up asquint
از گوشهی چشم او را برانداز کرد.
مترادفها
adverb
Askance, askant, awry, askew, obliquely, to one side.