دیکشنری فارسی

asquint

معنی فارسی

چپ ، کج ، با چشمان لوچ يا چپ

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ skwint´/adv., adj.

با چشمان نیم بسته، کورموشی، از گوشه‌ی چشم

she sized him up asquint

از گوشه‌ی چشم او را برانداز کرد.

مترادف‌ها

adverb
Askance, askant, awry, askew, obliquely, to one side.

واژه‌های دیگر با معنی «چپ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن