asset
UKæset
US'æ'set
معنی فارسی
دارايي ، موجودي و دارايي مرده يا ورشکسته ،
دارايي قرض دار
معنی کامل و مثالها
/as´et/n.
● (اقتصاد) دارایی، بستانکاری، ثروت، سرمایه
assets and liabilities
بستانکاری و بدهکاری
most of his assets were in gold
بیشتر دارایی او به صورت طلا بود.
a company's assets
دارایی شرکت
● صفت برجسته، امتیاز، ویژگی مثبت، محسنه
charm is her chief asset
جذابیت امتیاز عمدهی اوست.
Mojgan is an asset to this university
مژگان مایهی سربلندی این دانشگاه است.
● (حقوق - جمع) اموال (شرکت یا شخص ورشکسته)، ترکه، ماترک، اموال موقوفه
* current asset
دارایی جاری
* fixed asset
دارایی ثابت
* operating asset
دارایی در گردش