دیکشنری فارسی

holding

UKhouldiŋ US'həuldıŋ

معنی فارسی

دارايي مايملک ملک متصرفي موجودي.

معنی کامل و مثال‌ها

/hōl´diŋ/n.

زمین اجاره‌ای، مزرعه‌ی اجاره‌ای

(معمولا جمع) دارایی (به ویژه سهام و اوراق قرضه)

he sold all of his holdings in that company

او همه‌ی سهام خود در آن شرکت را فروخت.

(فوتبال امریکایی و غیره) با دست نگهداشتن حریف (که خطا محسوب می‌شود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of retaining something
  2. something owned; any tangible or intangible possession that is owned by someone “that hat is my property” “he is a man of property”

واژه‌های دیگر با معنی «دارايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن