assize
معنی فارسی
محکمه ، هيئت قضا يا منصفه ، نرخ قانوني ،
واحد وزن و پيمانه
معنی کامل و مثالها
/ǝ sīz´/n.
● (در اصل) مجلس مقننه و مصوبات آن
● (انگلیس - جمع) دادگاه سیار
● محل و زمان دادگاه سیار
● حکم دادگاه سیار
● نظامنامهی دادگاه سیار
● (قدیمی) قانون نظارت بر قیمتها و اوزان
ریشه و کاربرد
ریشه
From Old French 'assise', from Latin 'assidere'.
مثال
- The assize was held in the town square.
- He was summoned to the assize.
- The king issued an assize.
ترکیبهای رایج
Assize of Assize court Royal assize
تعریف انگلیسی
noun
- the regulation of weights and measures of articles offered for sale
- an ancient writ issued by a court of assize to the sheriff for the recovery of property