astrictive معنی فارسی قابض منقبض کننده واژههای دیگر با معنی «قابض» astringent قابض، جمع کننده، داروي قابض obstruent قابض، داروي قابض constringent قابض - جمع کننده - فشاردهنده - فشارآور styptic خون بند، قابض costive دچارشکم گرفتگي، يبوست دار، قابض obstructive مانع، مانع فراهم کردن، مسدود کننده sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي