دیکشنری فارسی

asymmetry

UKeisimitriː US'eı'sımətrı

معنی فارسی

بي قرينگي بي تناسبي

معنی کامل و مثال‌ها

/ā sim´ǝ trē/n.

● عدم تقارن، ناهمودی، بی همالی

● (شیمی) ساختمان نامتقارن ملکول (به ویژه ملکول دارای اتم کربن)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek 'asymptōmatos' meaning 'without symptoms'.

مثال

  • He tested positive for COVID-19 but remained asymptomatic.
  • The patient was asymptomatic despite having a serious illness.
  • Many carriers of the virus are asymptomatic.

ترکیب‌های رایج

Asymptomatic carrier Asymptomatic condition Asymptomatic disease Asymptomatic patient

تعریف انگلیسی

noun
  1. (mathematics) a lack of symmetry

واژه‌های دیگر با معنی «بي قرينگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن