at death's door معنی فارسی دم مرگ واژههای دیگر با معنی «دم مرگ» till death تا دم مرگ extreme unction مسح اخري تدهين دم مرگ کاتوليک ها. deathbed بستر مرگ.، اواخر عمر، لحظات آخر زندگي