at full length معنی فارسی مفصلاً بتفصيل دراز کشيده واژههای دیگر با معنی «مفصلاً» inextenso مفصلا، بتفصيل labourvt بزحمت درست کردن مفصلا بحث کردن بدرازاکشيدن lengthily بطور دراز يا مطول، مفصلا، بتفضيل amply به فراواني، مفصلاً، بطور بيش از حد large n آزادي، آزادانه، مفصلا copiously بفراواني، فراوان زياد، مفصلا