at liberty معنی فارسی مجاز واژههای دیگر با معنی «مجاز» licensable مجاز، قابل اجازه، پروانه دار. authorised مجاز، مختار admissibll مجاز، روا. authorized مجاز authorrized مجاز prescribed load بار مجاز، بار مهمات مجاز، (معمولا براي 15 روز عمليات) unwarranted غير مجاز، ناروا، بي جهت ban item غير مجاز، کالاي ممنوع الورود permissible dosage دوز مجاز، ميزان داروي مجاز allowable stress تنش مجاز