دیکشنری فارسی

ataxic

معنی فارسی

بيقاعده بي نظم بي ترتيب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking motor coordination; marked or caused by ataxia “Pertains to noun: ataxia (for: atactic), ataxia”

واژه‌های دیگر با معنی «بيقاعده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن