ataxic معنی فارسی بيقاعده بي نظم بي ترتيب واژههای دیگر با معنی «بيقاعده» heteroclite بيقاعده، سماعي، اسم بيقاعده step cline شيب بيقاعده يامنقطع. extra-regular خارج ازقاعده، بيقاعده atypical غيرمعمولي، بيقاعده . abnormal غيرعادي، ناهنجار، بيقاعده