heteroclite
معنی فارسی
بيقاعده ، سماعي ، اسم بيقاعده ،
کسيکه کارهايش برخلاف قاعده همگانيست
معنی کامل و مثالها
/het´ǝr ō klīt´/adj., n.
● نابهنجار، ناهنجار، غیرعادی، خلاف قاعده، ناساز (heteroclitic هم میگویند)
● (دستور زبان) فعل بیقاعده، بیهنجار واژه
مترادفها
adjective
Irregular, anomalous, abnormal.