atmospheric oxygen معنی فارسی اکسيژن هوا واژههای دیگر با معنی «اکسيژن هوا» eudiometry سنجش اکسيژن هوا anaerobic بي هوازي، ناهوازي، زنده و فعال بدون هوا و اکسيژن pressure breathing تنفس مصنوعي دادن با توليد اختلاف فشار هوا، دستگاه تنفس يدکي اکسيژن براي خلبان ventilate تهويه کردن، هوا دادن (به)، پاک کردن (با اکسيژن) aerophore دستگاه هوارساني به ششها، دستگاه اکسيژن، دستگاه پالايش هوا