atop of معنی فارسی بالاي در بالاي واژههای دیگر با معنی «بالاي» over بالاي، روي، روي سر oer بالاي، روي، بالاي سر uptown بالاي شهر، واقع در محلات شمال شهر.، مرکز شهر gorgerin بالاي ستون supra-acromial بالاي اخرمي، واقع در بالاي استخوان اخرمي. plunging fire آتش بالاي سر، تير با زاويه فرود زياد، آتش فرود آينده به جلو و عقب دشمن supra-auricular بالاي حلزوني، بالاي لاله گوش. above the earth بالاي زمين، در روي زمين head-line خط بالاي صفحه، سطردرشت دربالاي صفحه، طناب overhead cover حفاظ بالاي سر، پوشش بالاي سر، روپوش بالاي سر