authoritativeness معنی فارسی آمرانه مقتدرانه داراي اقتدار توانا مقتدر واژههای دیگر با معنی «آمرانه» magistral آمرانه، قاطع، قطعي magisterial آمرانه، حاکمانه، مطلق masterfully آمرانه، بطور تحکم آميز، رياست مابانه authoritative آمرانه، مقتدرانه، داراي اقتدار high-handed آمرانه، تحکم آميز magistrially آمرانه، بطور مطلق predatory pricing قيمت گذاري آمرانه highhanded خودسرانه، با خودکامگي، آمرانه overbearing تشخيص ژميز، تکبرآميز، آمرانه