دیکشنری فارسی

autobahn

US'ɔtəu'bɔn

معنی فارسی

بزرگراه شاهراه اتوبان جاده عريض.

معنی کامل و مثال‌ها

/ôt´ō bän´/n., pl.

● (آلمان و اتریش) بزرگراه، آزادراه، اتوبان

ریشه و کاربرد

ریشه

Auto- (car) + Bahn (road)

مثال

  • Driving on the Autobahn can be exhilarating.
  • The Autobahn network in Germany is extensive.
  • Many car enthusiasts dream of experiencing the speed of the Autobahn.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an expressway in a German-speaking country

واژه‌های دیگر با معنی «بزرگراه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن