دیکشنری فارسی

freeway

UKfriːwei US'fri:'weı

معنی فارسی

بزرگراه ، شاهراه ،

شاهراهي که از حق راهداري معاف است

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´wā´/n.

● (امریکا)

● بزرگراه (راه میاندار که چراغ قرمز و ایست و تقاطع ندارد)

● آزاد راه (راهی که در آن حق عبور نمی‌گیرند - در برابر: جاده مشمول عوارض tollway)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a broad highway designed for high-speed traffic

واژه‌های دیگر با معنی «بزرگراه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن