دیکشنری فارسی

autocrat

UKɔːtəkræt US'ɔtək'ræt

معنی فارسی

حاکم مطلق سلطان مستقل

معنی کامل و مثال‌ها

/ôt´ǝ krat´/n.

حکمران مستبد، تکسالار، دیکتاتور، خودکامه

آدم سلطه گرا، آدم خودسر، اتوکرات

her manager was an autocrat

مدیر او آدم خودکامه‌ای بود.

مترادف‌ها

noun
Dictator, despot, unlimited monarch, absolute ruler.

واژه‌های دیگر با معنی «حاکم مطلق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن