despot
UKdespɔt
US'despət
معنی فارسی
حاکم مطلق سلطان مستبد
معنی کامل و مثالها
/des´ pǝt/n.
● (در اصل) ارباب (عنوان برخی از طبقات حکمفرما در یونان قرون وسطی)، خان
● سلطان مستبد، حاکم مطلق، قدر قدرت
● خودکامه، جبار، مردم آزار، خودسر، بیدادگر
our previous director was a despot
رئیس قبلی ما فردی مستبد بود.
مترادفها
noun
1. Autocrat, dictator, absolute sovereign, absolute ruler.
2. Tyrant, oppressor, arbitrary or wilful ruler.