دیکشنری فارسی

despot

UKdespɔt US'despət

معنی فارسی

حاکم مطلق سلطان مستبد

معنی کامل و مثال‌ها

/des´ pǝt/n.

(در اصل) ارباب (عنوان برخی از طبقات حکمفرما در یونان قرون وسطی)، خان

سلطان مستبد، حاکم مطلق، قدر قدرت

خودکامه، جبار، مردم آزار، خودسر، بیدادگر

our previous director was a despot

رئیس قبلی ما فردی مستبد بود.

مترادف‌ها

noun
1. Autocrat, dictator, absolute sovereign, absolute ruler.
2. Tyrant, oppressor, arbitrary or wilful ruler.

واژه‌های دیگر با معنی «حاکم مطلق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن