automatic control UKɔːtəmætikkɔntroul معنی فارسی کنترل خودکار. واژههای دیگر با معنی «کنترل خودکار.» coupled mode روش کنترل خودکار، روش کنترل پرواز، خودکار با استفاده از سيستم هدايت زميني governing mode روش کنترل خودکار، روش کنترل automatic program control کنترل برنامه بطور خودکار eyelesi دستگاه کنترل خودکار هواپيما bang bang control سيستم کنترل خودکار مسير موشک afc مخفف: دستگاه خودکار کنترل بسامد automation کنترل و هدايت دستگاهي بطور خودکار، دستگاه تنظيمخودکار، خودکار شدن ماشين آلات land arm mode سيستم کامپيوتري کنترل دستي و خودکار، فرود هواپيما automatic trim روش کنترل خودکار لغزش يا انحراف جانبي، هواپيما از روي مسير free lance اعلام کنترل خودکار هواپيما در درگيريهاي، هوايي