دیکشنری فارسی

avenged

UKəvendʒd USə'vendʒd

معنی فارسی

کينه جويي کردن (از) ،

تلافي در آوردن (بر سر) ، انتقام کشيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. for which vengeance has been taken “an avenged injury” “Participle of verb: avenge”

واژه‌های دیگر با معنی «کينه جويي کردن (از)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن