await
USə'weıt
معنی فارسی
منتظر بودن (يا شدن) ،
آماده بودن براي تهديد کردن
معنی کامل و مثالها
/ǝ wāt´/vt., vi.
● منتظر بودن، صبر کردن، انتظار کشیدن، چشم به راه بودن
the patients are awaiting the doctor
بیماران منتظر دکتراند.
we are all impatiently awaiting the coming of spring
همه با بیصبری چشم به راه فرا رسیدن بهار هستیم.
the adventures that awaited her
ماجراهاییکه در انتظار آن زن بودند
● (مهجور) کمین کردن، (به منظور مقابله) پاییدن
مترادفها
verb active
1. Expect, abide, wait for, stay for, look for, be in readiness for.
2. Attend, be in store for, be prepared for, be ready for.