دیکشنری فارسی

await

USə'weıt

معنی فارسی

منتظر بودن (يا شدن) ،

آماده بودن براي تهديد کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ wāt´/vt., vi.

منتظر بودن، صبر کردن، انتظار کشیدن، چشم به راه بودن

the patients are awaiting the doctor

بیماران منتظر دکتراند.

we are all impatiently awaiting the coming of spring

همه با بی‌صبری چشم به راه فرا رسیدن بهار هستیم.

the adventures that awaited her

ماجراهایی‌که در انتظار آن زن بودند

(مهجور) کمین کردن، (به منظور مقابله) پاییدن

مترادف‌ها

verb active
1. Expect, abide, wait for, stay for, look for, be in readiness for.
2. Attend, be in store for, be prepared for, be ready for.

واژه‌های دیگر با معنی «منتظر بودن (يا شدن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن