baby-farm معنی فارسی پرورشگاه کودکان واژههای دیگر با معنی «پرورشگاه کودکان» farm کشت زار، مزرعه، زمين nurseries شيرخوارگاه، دايه خانه، اطاق بازي کودکان nursery شيرخوارگاه، دايه خانه، اطاق بازي کودکان