bacchvs معنی فارسی باکوس رب النوع باده واژههای دیگر با معنی «باکوس» Bacchanalia عيد باکوس، عياشي، مستي thyrsus عصاي باکوس، گرزن خوشه bacchant شاگرد باکوس، ميگسار، باده پرست Bacchae زنان همدم باکوس، کاهنه هاي باکوس، زناني که در مراسم عشرت وميگساري باکوس bacchic وابسته به باکوس خداي ميگساري و پرستش او، مستانه و پرهياهو، اواز مستي. bacchanal ميگسار، عياش، پيرو باکوس